|
معماري چيست؟ "معماري " واژه ناشناخته اي نيست، لااقل براي مهندسان و آشنايان به رشته هاي مهندسي، كلمه معماري يادآور يك طرح و ديد همه جانبه و كلان بر ساختار و رفتار موجوديتي است كه داراي خواصي چون پيچيدگي و پويائي بوده و تهيه و نگهداشت آن مستلزم داشتن توجه ويژه اي به جامعيت، يكپارچگي، انعطاف پذيري و تعامل پذيري است. واژه معماري بيشتر در رشته هاي مرتبط با علوم ساختماني شنيده ميشود، آنجا كه "معمار " با نگاهي جامع به كليه عوامل تاثيرگذار بر بنا و با بهرهمندي از بهترين تجارب گذشته، طرحي از چگونگي ساخت عمارت با استفاده از قطعات سازنده اوليه ترسيم ميكند، علاوه بر اين معمار در تمامي طول مراحل طراحي و ساخت نيز حضور داشته و همه جوانب را تحت كنترل خود دارد. در حوزه كاري فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز ابتدا اين مفهوم در محدوده سخت افزار اهميت پيدا كرد، زمانيكه موضوع استفاده مجدد از قطعات از پيش ساخته شده مورد توجه واقع شد و اين سئوال كه با چه تركيب و تلفيقي از عناصر موجود ميتوان سيستم جديد را طراحي نمود، موضوع معماري نيز به عنوان يكي از موضوعات مهم در حوزه سخت افزار مطرح گرديد. اين مبحث به تدريج در ساير حوزه هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز وارد شد و هر جايي كه نياز بود كه ساختار و رفتار بطور توأم مد نظر قرار گيرند، معماري مورد توجه قرار گرفت. براي تعريف دقيق و استاندارد "معماري" مي توان به استاندارد IEEE 1471 اشاره نمود: "ساختار بنيادي يك سيستم محاط شده توسط مولفه هايش و روابط بين آنها با هم و محيط كه توسط قوانين و رهنمودهایی براي طراحي و تكامل پشتيباني مي شود." بطور خلاصه ميتوان گفت تجربه ساير رشته هاي علوم و مهندسي ثابت كرده است كه عواملي نظير ابعاد، پيچيدگي، قابليت گسترش و نيازمنديهاي خاص، مهمترين پارامترهاي تصميم گيري در رابطه با لزوم هر نوع معمارّي به حساب ميآيند . به عبارت ديگر هر جا كه نياز به طراحي موجوديت يا سيستميباشد كه ابعاد يا پيچيدگي آن از يك حد معيني فراتر رفته، يا نيازمنديهاي خاصي را تحميل نمايد، نگرش ويژه و همه جانبه اي را نياز خواهد داشت كه در اصطلاح به آن « معماري » گفته ميشود. معماري تركيبي است از علم، هنر و تجربه كه در رشته هائي نظير ساختمان داراي قدمتي چند هزارساله است. معماري سازماني يك سازمان عبارتست از مجموعه هائي كه داراي محدوده كاري متنوع و توزيع شده باشند و تحقق ماموريت از پيش تعريف شده اي را دنبال نمايند. در اين صورت سازمان شامل منابع متعددي نظير نيروي انساني، تشكيلات مرتبط و فناوري است كه ميبايست اين امور را هماهنگ كرده و اطلاعات مشترك جهت تحقق ماموريت هاي مشترك را منتشر نمايد. زكمن، "معماري سازمانی " را بصورت زير تعريف نموده است: مجموعه اي از ارائه هاي توصيفي (مدل ها) در ارتباط با تشريح يك سازمان چندان كه بتواند منطبق بر نيازمندي هاي مديريت (كيفيت)، توليد شده باشد و در دوره حيات مفيدش قابل نگهداشت باشد(تغييركند). لزوم معماري سازماني را ميتوان در ظهور سازمانهاي بزرگ، نياز به طراحي و توسعة سيستمهاي اطلاعاتي پيچيده، ظهور سيستمهاي اطلاعاتي با منظورهاي خاص و اهميت انعطاف پذيري سازمانها در برابر فشارهاي بيروني نظير تغيير كسب و كار، تغيير مأموريتها و ساختارهاي سازماني و تغييرات سريع فناوري ارزيابي كرد. تعريف معماري سازماني در طول سالهاي اخير دچار تغيير و تكامل شده است. قانون دولت الكترونيك امريكا در سال 2002 معناي معماري سازماني را اينگونه تشريح مي كند: - يك پايگاه از اطلاعات راهبردي كه ماموريت را تعيين مي كند - اطلاعاتي كه براي انجام ماموريت لازم است - فناوری هایی كه براي انجام ماموريت مورد احتياج است - فرآیندهاي انتقالي كه براي پياده سازي فناوری هاي جديد در پاسخگویی به تغيير نيازها لازم است و شامل سه قسمت كليدي مي شود: - معماري موجود - معماري مطلوب - يك برنامه انتقالي راهنماي كاربردي معماري سازماني فدرال نيز از همين تعريف استفاده كرده، مضاف بر اينكه معماري را اينگونه تشريح كرده است: "ساختار مولفه ها، روابط بين آنها و قوانين و راهنمائي هائي كه حاكم بر روند طراحي و تكامل آنها مي باشد" امروزه برداشت حداقلي بر روي كليات معماري سازماني وجود دارد به اين گونه كه معماري سازماني شامل مدل هاي كسب و كار، فرآیندها ، داده ها، سيستم هاي پشتيباني كننده حرفه و همچنين زيرساختارهاي فناوری براي هر دوي معماري موجود و مطلوب تعريف مي شود، همچنين در معماري سازماني نياز به استانداردها، ملاحظات امنيتي و يك طرح انتقال مي باشد. انواع معماري سازماني براي معماري سازماني فقط يك تعريف مشخص وجود ندارد، يكي از دلايل اين امر برداشت هاي مختلفي است كه از اين مفهوم شده است. سه گروه عمده با مقوله معماري سازماني سروكار دارند و بنابراين بايد سه دسته تعريف متفاوت براي معماري سازماني ارائه داد، هر تعريف شامل اهداف، دلايل و ديدگاهها و ذينفعان خاص خود است. معماري سازماني با محوريت فناوري اطلاعات در اين مورد هدف از معماري سازماني همراستا نمودن فناوري اطلاعات با كسب و كار جهت بهبود كارائي و بازدهي است. تاكيد اين رهيافت بر لايه هاي پائين بوده و يكپارچگي سيستم هاي اطلاعاتي و موثر بودن زيرساخت هاي فناوري مورد هدف است، بدين ترتيب با سازماندهي منظم فناوري اطلاعات، كارائي بهبود يافته و هزينه هاي سازمان كاهش مي پذیرد. معماري حرفه در حد مدلسازي فرآیندها و نيازهاي اطلاعاتي انجام مي شود تا سيستم هاي اطلاعاتي با توجه به اين نيازها طراحي يا تكميل شوند. اكثر پروژه هاي معماري سازماني از اين جنس هستند و معمولا توسط اداره(معاونت) فناوري اطلاعات سازمان ها مديريت و اجرا مي شوند. اين رهيافت معمولا با ساختاري چند لايه از زير معماريهاي حرفه، اطلاعات، سيستم، داده و فناوری نمايش داده مي شود. هر لايه نيازهاي خود را به لايه پائين تر منتقل مي كند و از طرفي ديگر مسئول برآورده سازي نيازهاي لايه هاي بالاتر خود است. لايه هاي بالائي مستقيما با اهداف و ماموريت سازمان در ارتباط بوده و به دنبال برآورده سازي رضايت ذينفعان هستند درحاليكه لايه هاي پائين تر پشتيباني كننده لايه هاي بالائي از طريق فناوري اطلاعات هستند. توجه اصلي اين رهيافت بر معماري سيستم هاي اطلاعاتي و زيرساخت هاي فناوری است، به كسب وكار در حد شناسائي نيازها و انتقال آنها به لايه هاي پائين تر توجه مي شود و خبري از مهندسي مجدد فرآیندها نيست. معماري سازماني فرآیند محور اين نوع معماري سازماني با هدف مديريت و بهبود فرآیندها صورت مي پذيرد، اهداف حرفه با رويكردي بالا به پائين به عمليات و فعاليت ها نگاشت مي شود تا نهايتا كليه فرآیندهاي حرفه به روشي كه گفته خواهد شد، سازماندهي شوند، اين نوع پروژه هاي معماري سازماني توسط مديران ارشد حرفه اجرا شده و زير نظر مستقيم رياست سازمان مي باشند. - ابتدا فرآیندها بهينه سازي مي شوند و سپس هر فعاليت به يك نقش يا سيستم اطلاعاتي اختصاص داده مي شود. بهينه ازي فرآیندها بدون در نظر گرفتن فناوري اطلاعات انجام مي شود، اما نتيجه كار در مرحله بعد به فناوري اطلاعات سازمان متصل مي شود. - فرآیندها طراحي مجدد مي شوند تا حداكثر استفاده از قابليت هاي انساني و ماشيني محقق شود. - در سطح فناوري اطلاعات طراحي يا پياده سازي انجام نمي شود، بلكه از امكانات موجود در جهت بهره وري حداكثري استفاده مي شود. فرآیندهاي موجود درهر سازمان را مي توان به سه دسته كلان تقسيم بندي نمود: - فرآیندهاي توليدي(اوليه): اين فرآیندها محصول يا خدمات سازمان را براي مشتريان ارائه مي كنند. - فرآیندهاي پشتيباني: پشتيباني كننده فرآیندهاي نوع اول هستند و هدف آنها تهيه منابع و مواد مورد نياز براي توليد(ارائه خدمت) است. - فرآیندهاي مديريتي: هدايت كننده و هماهنگ كننده فرآیندهاي توليدي و پشتيبان هستند، اهداف و شرايط را در نظر مي گيرند و به دنبال جلب رضايت مشتري و محقق نمودن اهداف سازمان هستند. هر سه دسته اين فرآیندها در حوزه معماري سازماني فرآيند محور قرار دارند. معماري سازماني دولت محور در اين رهيافت كه مخصوص سازمانهاي ستادي است، هماهنگي و هدايت بين اجزاء و حوزه هائي كه خود نوعي سازمان محسوب مي شوند، مورد توجه است. دربحث مديريت سازماني و به هنگام مواجهه با پيچيدگي دو راهبرد كلان مورد توجه معماران قرار دارد، اول مديريت و كنترل يكپارچه و مركزي سازمان در حوزه هاي مختلف است كه بصورت جامع و متمركز انجام مي شود و دوم تقسيم سازمان به زير مجموعه هائي است كه هر كدام داراي مديريت مخصوص خود بوده ولي هماهنگي هاي بين اين مجموعه ها بصورت فدرالي و ستادي انجام مي شود، معماري سازماني دولت محور بر پايه اين راهبرد است. در اين روش همانطور كه گفته شده سازمان به اجزائي با نام حوزه هاي كسب و كار تقسيم مي شود، هر حوزه تصميم گيريها و مديريت داخلي خود را داراست، درحاليكه اهداف سازمان و وظايف كلي توسط ستاد هماهنگ و مديريت مي شود. هر حوزه به دنبال افزايش كارائي و بهره وري در بخش خود بوده و مي توان آن را نوعي سازمان كوچك در نظر گرفت، مجموعه اين حوزه ها با همديگر تشكيل سازمان مركزي را داده كه وظيفه نظارت و همراستا نمودن حوزه ها را بعهده دارد. دراين نوع معماري فعاليت هاي داخلي هر حوزه كنترل و مديريت نمي شود بلكه نتيجه و ما حصل اين فعاليت ها در قالب شاخص هاي كارائي و جهت گيريهاي رقابتي با ديگر حوزه ها هماهنگ و همراستا مي شود، لذا مديريت و بهبود فرآیندهاي داخلي هر حوزه يا طراحي و يكپارچه سازي سيستمهاي اطلاعاتي خارج از موضوع معماري سازماني دولت محور بوده و مربوط به معماري داخلي هر حوزه مي شود. مجموعه عناصري كه در اين رهيافت مورد توجه هستند به اين قرار مي باشد: - ماموريت سازمان - راهبردهاي سازمان - فروش و داد و ستد - رقباي تجاري - محصولات و سرويسها - منابع كليدي - روش هاي عملياتي - مشتريان - محيط - ذينفعان
|